سرمقاله

مجله الکترونیکی «مبادی فقه سلامت و پزشکی»، نه سودای حل تمام مسائل این باب فقهی را دارد و نه ادعای پرداختن به تمام چالش‌های فراروی آن را؛ بلکه تلاشی مختصر برای ایجاد نگاهی کلی و جامع به یکی از مهم‌ترین و گسترده‌ترین ابواب فقهی معاصر است.

فقه سلامت و پزشکی؛ چیستی، سرفصلها و شبکه مسائل

فقه سلامت و پزشکی عبارت است از طرح و بررسی قضایایی که پیرامون صیانت، حفظ و معالجه موجود زنده و بالخصوص انسان، در دو بُعد جسم و روح، بحث و کنکاش می‌کند. اگرچه که این اصطلاح به بُعد جسمانی و دنیایی انسان اختصاص یافته است و در مقابل بُعد روحانی از یک طرف، و آخرتی از طرف دیگر، و حیوان و گیاه از طرف سوم قرار می‌گیرد.
تلاش‌های علمی متفرقۀ برخی پژوهشگران حوزوی در رساله‌های علمی، مقالات پژوهشی و کتاب‌های منتشره، نشان از آن دارد که حوزه علمیه به سمت‌وسوی توجه بیشتر به مسائل تخصصی پیش می‌رود؛ ولی مشکل کار، آن است که هنوز انتقال کامل دانش به شکل سازمان‌یافته صورت نگرفته است؛ بنابراین بایسته است تا طرح و برنامه‌ای مدون تدوین شود که مهم‌ترین مراحل آن عبارت‌اند از: اهداف تدوین، ظرفیت‌شناسی در زمینه فقه پزشکی، ایجاد فضای سخت‌افزاری مناسب، شناسایی اساتیدی توانا و باانگیزه، ایجاد زیرساخت‌های علمی و… .
سرفصل‌های این فقه را بر اساس تقسیم‌بندی مباحث آن می‌توان ترتیب داد؛ به این صورت که فصلی با عنوان فقه معاینه، فصلی دیگر تحت عنوان فقه درمان، فصلی با عنوان فقه تحقیقات نوین‌پزشکی، و فصل نهایی به نام فقه بهداشت و درمان معین گردد و مباحث فقه سلامت و پزشکی حول این فصول تدوین یابد.

مبانی و پیشفرضهای فقه سلامت و پزشکی

رویکرد تنجیزی و تعذیری چهارچوب‌های کلی و تقاضاهای حداقلی بشر را دررابطه‌با وظایفش تعیین و معرفی می‌کند؛ اما برای رسیدن به حقایق و جزئیات و موضوعات مورد نیاز بشر در همه زمینه‌ها مخصوصاً در باب عقاید و نیز امور تربیتی و اخلاقی، اعم از فرد و خانواده و اجتماع و سیاست، یقیناً پاسخگو نیست و مکلف را در حالت انتظار قرار خواهد داد یا او را مجبور به احتیاط و عقب‌نشینی خواهد نمود و از بسیاری از منافع موجود در نظام عالم، محروم نموده و او را در حالت انفعال قرار خواهد داد.

قواعد فقه سلامت و پزشکی

وقتی ما عرض می‌کنیم قواعد اختصاصی برای فقه سلامت وجود ندارد طبعاً دنبال شیوه و روش برای پیداکردن آن نیز نیستیم. اما اگر هم بالفرض قاعده‌ای اختصاصی برای فقه پزشکی یافت شد، روش دستیابی به آن، همان روش دستیابی به سایر قواعد فقهی است و تفاوت عمده‌ای با آنها ندارد. به دیگر سخن، قواعد فقهی در اختصاص یا عدم اختصاص به یک باب فقهی، ممکن است با هم تفاوت داشته باشند؛ اما شیوه دستیابی به آنها یکسان است و ازاین‌حیث، با یکدیگر متفاوت نیستند.
اگر یکی از حقوق را حق سلامت بدانیم و آن را به‌مثابه یک قاعده در نظر بگیریم، در فقه پزشکی و سلامت، خیلی کاربرد خواهد داشت. قاعده سلامت بیانگر این است که اصل بر این است که انسان‌ها سالم هستند. همچنین یکی از حقوق انسان‌ها، سالم بودنِ آنهاست. چگونگی اثبات این حق و معارضات آن، مباحثی است که در هنگام بحث از قاعده باید مورد گفتگو قرار گیرد.
حفظ جان شهروندان در حکومت اسلامی و تأمین نیازهای اولیه آنها بر عهده حکومت است. از طرفی، بخش عمده امنیت جانی به بخش سلامت و پزشکی مربوط است. افرادی هستند که هزینه لازم برای درمان را ندارند و شهروند حکومت اسلامی هستند. از طرفی، کادر درمان که از راه خدمات درمانی ارتزاق می‌کنند باید از بیمار هزینه دریافت کنند، وگرنه زندگی‌شان مختل می‌شود؛ بنابراین، هزینه‌های هر دوطرف باید از سوی بیت‌المال تأمین شود؛ از این امر می‌توان قاعده لزوم تأمین هزینه‌های درمان افراد ناتوان از بیت‌المال را استخراج کرد.
فقها با استناد به قاعده لاضرر، پیوند عضو فرد سالم به بیمار نیازمند را به شرطی که پیوند عضو خطر جانی و یا ضرر غیرقابل‌تحمل برای اهداکننده عضو نداشته باشد را جایز دانسته‌اند؛ نحوه استدلال بدین ترتیب است که مسلماً ضرر مترتب بر بیمار نیازمندی که در صورت عدم پیوند عضو جان خود را از دست خواهد داد، به‌مراتب بیشتر از کسی است که بخواهد عضوش را اهدا کند و جانش نیز به مخاطره نمی‌افتد. ازاین‌رو با تمسک به قاعده لاضرر جواز پیوند عضو فرد سالم به بیمار نیازمند عضو درصورتی‌که ضرر قابل تحملی متوجه وی نباشد اثبات می‌گردد.

چالشهای پژوهش در فقه سلامت و پزشکی

واقعیت این است که توصیه‌های اهل‌بیت پیرامون مسائل بهداشتی و پزشکی، به میزانی نیست که بتوان آن را به منزله ایجاد طب اسلامی انگاشت. چنین چیزی واقعاً وجود ندارد. علاوه بر اینکه اصلاً نگاه غلط است که ما بخواهیم از برخی گزاره‌های پراکنده در سخنان ائمه (ع) و یا آیات و روایات، یک علم تجربی را تأسیس کنیم. این کار به نظر من یک نگاه افراط‌گرایانه است.
فقه سلامت و پزشکی به‌عنوان یک حوزه حقوقی و اخلاقی، به مطالعه و بررسی مسائلی از جمله حقوق بیماران، اخلاق حرفه‌ای در پزشکی، حفظ حریم شخصی بیماران، اصول اخلاقی در تحقیقات پزشکی، اطلاع‌رسانی به بیماران و اهمیت رضایت اخلاقی بیماران اختصاص دارد. این حوزه بر اصول اخلاقی و حقوقی مبتنی است که به پزشکان کمک می‌کند در تصمیم‌گیری‌های پزشکی و در روابط با بیماران بهترین رفتارها را انجام دهند.
جمود بر روایات رسیده از اهل‌بیت (ع) در زمینه پزشکی و عمل‌کردن به آنها بدون توجه به رشد این دانش در جهان جدید، جنگیدن با علم به‌حساب آمده و مخالف دستورات خود اهل‌بیت (ع) است که سفارش به فراگیری علم از اقصا نقاط عالم و از هر قوم و مذهبی کرده‌اند.

فقه سلامت و پزشکی و حضور در عرصه بین الملل

وجه تمایز فقه سلامت و پزشکی امامیه و امتیازات آن نسبت به سایر مذاهب و ادیان را باید در خود فقه امامیه جستجو کرد. توضیح اینکه: مسائل مربوط به موضوع سلامت و پزشکی، میان ادیان و مذاهب مشترک است و ازاین‌جهت، تفاوتی بین ادیان و مذاهب نیست؛ اما روش بررسی این مسائل و استخراج احکام آن از منابع دینی در ادیان و مذاهب مختلف، متفاوت است.
تغییر در قواعد، ادله، روش‌های استنباط امری ضروری است. اما نباید در این زمینه، گرفتار شتاب‌زدگی و هیجان شد. حضور فقه در عرصه بین‌المللی و نقش‌آفرینی جهانی، نباید چنین تلقی شود که فقه باید متأثر از بنیان‌های هستی‌شناسانه و انسان‌شناسانه مکاتب غیر شیعی شود. استفاده از روش‌های نوین و اکتشافات روشی علوم در مکاتب دیگر اگرچه قابل استفاده است اما نباید باعث شود از اصول و مبانی هستی‌شناختی و انسان‌شناختی و معرفت‌شناختی خود کوتاه بیاییم.

طب اسلامی؛ چیستی، ابعاد و چالشها

مسلمانان جهت ادای تکلیف و عمل به اوامر الهی، به سراغ فهم آیات و کلمات وحی رفتند و دانش‌هایی اسلامی چون فقه و نجوم طبابت، حاصل کوشش مسلمین در فهم قرآن و عمل به دستورات الهی است. همان‌طور که برای یافتن قبله و ادای نماز در جهت صحیح، مسلمانان دانش نجوم را پی نهادند؛ برای انجام صحیح تکالیف دین همچون نماز و روزه که در صورت بیماری مشکل به وجود می‌آید نیز مسلمانان بنیان‌گذار طبی به نام طب اسلامی شدند که با استفاده از دانش موجود بشری و ارتقا و اصلاح آن شکل گرفت.
طب اسلامی حاصل بررسی اندیشمندان مسلمان با استفاده از مبانی اسلامی در طب موجود جامعه اسلامی بوده است؛ ولی آنچه ایجاد شده تفاوت اساسی با گذشته دارد که بنای تمدن اسلامی را در قرون طلایی اسلام گذاشته است. اسلام با ایجاد تغییر اساسی در هستی‌شناسی و انسان‌شناسی و معرفت‌شناسی، علوم اسلامی جدیدی تأسیس کرد که با شکوفایی این علوم، تمدن اسلامی بنیان گذاشته شد.
در مورد رابطه بین پزشکی سنتی و پزشکی مدرن، من مقاله‌ای نوشته‌ام و در آنجا توضیح داده‌ام که این دو رویکرد در مقابل هم نیستند بلکه باید از تجربه‌های یکدیگر برای بهبود زندگی بشر استفاده کنند تا به تکامل برسند. بخشی از روش‌های طب اسلامی بر اساس تعقل و تجربه نبوده است که باید کنار گذاشته شود. اساتید طب سنتی مثل ابن سینا و ارسطو هم تجربه می‌کردند.
تطبیق مسائل فقهی با پیشرفت‌های علمی و پزشکی، از جمله چالش‌های اصلی است. تعامل بین فقه و علم پزشکی برای تطبیق اصول‌دینی با مسائل پزشکی، نیازمند تحقیقات دقیق و تفکر عمیق است. این تطبیق می‌تواند در مسائلی مانند: انتقال اعضا، پرهیز از ضرر به بیماران، و تصمیم‌گیری در موارد پزشکی، چالش‌هایی را ایجاد کند. به‌عنوان نمونه، «تطبیق مفهوم حیات انسانی در فقه با تعریف‌های پزشکی و علمی» می‌تواند موضوعی جالب برای تحقیقات تطبیقی باشد.

آینده فقه سلامت و پزشکی

یکی از مسائل مهم و نگران‌کننده در مسائل مستحدثه به‌صورت عام، و در مسائل فقه پزشکی به‌صورت خاص، این است که فقیهان در صدد تأیید و تحلیل مسائل نوظهور بر بیایند؛ و به تعبیر دیگر انتظار جامعه پزشکی این است که فقه و فقیهان همگام و هم‌زمان با پیشرفت پزشکی، آنها را تأیید و در هر موضوعی یک وجه شرعی حلال پیدا کنند.
با بروز زمینه‌های امیدوارکننده در علم پزشکی همچون پیوند اعضا، توجه به خریدوفروش اعضای بدن، ساخت اعضای بدن با کشت سلولی و یا ایجاد شرایط مشابه بدن برای تولید عضو جدید، شیوه‌های پیوند عضو، بانک‌ها و فروشگاه‌های اعضای بدن، تولید انسان‌های برتر و مقاوم در برابر بیماری‌ها و ضربات و آسیب‌ها؛ فقه نیز با مسائل مربوط به آنها مواجه شده و در آینده نیز بیشتر خواهد شد.

پیشینه فقه سلامت و پزشکی