در اینجا هم بسیاری از مطالعات و مباحثی که مطرح میشود دچار افراطوتفریط است. برخی، یک طرف را جهان جدید و صاحب قدرت معرفی میکنند و طرف دیگر را جهان قدیم که معتقد به حق و حقیقت است و در مباحثی که مطرح میکنند قدرت و حقیقت را در مقابل یکدیگر قرار میدهند؛ درصورتیکه اگر دقت شود، قدرت و حقیقت در مقابل همدیگر نیستند، بلکه آن چیزی که در مقابل همدیگر هستند حق و باطل است و قدرت در این میان، ابزار است. توجهنکردن به ریشهها در مباحث نقصان ایجاد میکند.
منظور از رویکرد بینالمللی یا جهانی به فقه، نوعی بازآفرینی فقه است که در آن، بینشها، گرایشها و اقتضائات یک جامعه جهانیشدۀ معاصر با مختصات مذکور و چالشهای احتمالی این جامعه جدید با فقه و راهحل آنها، ملاحظه شود.
در جهان امروز که مردم در حرکت مستمرند و ما در این حرکت در فرایندی پیچیدهشدن مناطق قدرتهای اقتصادی، مالی و سیاسی و تنوع پیمانهای راهبردی و قلمروهای نفوذ مشارکت داریم از یک سو، و نیز ویژگی چندفرهنگی اغلب دولتهای غربی که تبعاً مانعی برای ترویج و دعوت اسلامی فراهم نمیآورند و افراد و نهادها بهراحتی میتوانند با بهرهمندی از تکنولوژی چدید مثل اینترنت در آنسوی مرزها دیگران را به اسلام دعوت کنند از سوی دیگر، به نظر میرسد تمسک به یک نگرش قدیمی ساده و دوگانه از واقعیت امکانپذیر نیست.