سرمقاله

در این میان، دانش دیگری به نام «حقوق بین‌الملل» نیز وجود دارد که کاملاً با روابط بین‌الملل متفاوت است؛ اما آیا این تفاوت در «فقه روابط بین‌الملل» نیز متبلور است؟ به دیگر سخن، آیا ما با دو باب فقهی به نام‌های «فقه روابط بین‌الملل» و «فقه حقوق بین‌الملل» مواجهیم؟ در کتاب‌هایی که پیرامون فقه روابط بین‌الملل نگاشته شده و همچنین در تبویب ابواب فقه معاصر که تاکنون مبنای عمل پژوهشگاه مطالعات فقه معاصر بوده است، این دو باب فقهی از یکدیگر تفکیک نشده‌اند؛ بنابراین «فقه روابط بین‌الملل» شامل مسائل فقهی حقوق بین‌الملل نیز می‌گردد.

فقه روابط بین الملل و مفاهیم مشابه

فقه بین‌الملل معرِّف یک دیسیپلین مطالعاتی مندرج ذیل تنوعی از تأملات فقهی است؛ درحالی‌که رویکرد بین‌المللی به فقه بیانگر یک منطق روش‌شناختی در نگاه به فقه و پیامد نحوه‎ای از تأمل‌ورزی فقیهانه است که امر بین‌المللی را در فرآیند استنباط به‌مثابه بخشی از زمینه تأمل‌ورزی در نظر میگیرد.
اهمیت ترویج نگاه اسلامی به روابط بین‌الملل در این است که علم روابط بین‌الملل، یک علم غربی است که از آمریکا شروع شده است و بیشتر نگاهی سکولار و لائیک به روابط بین‌الملل دارد؛ بنابراین ممکن است برخی مطالب آن برای یک اندیشمند مسلمان قابل قبول نباشد، مثل تئوری‎های نسبی‌گرا نظری تئوری‌های آرمان‌گرایی، لیبرالیسم، ساده‌انگاری و پست‌مدرن؛ بنابراین باید یک اندیشمند مسلمان، یک تئوری جایگزین برای این تئوری‌ها بدهد که مستلزم توسعه فقه روابط بین‌الملل در مرحله پیشین است.
حقوق بین‌الملل نیز برای تنظیم روابط این گستره، یک سری هنجار تعریف می‌کند تا این ساختار و نهادها بی‌قاعده نگردند، مثل معاهدات بین‌المللی و عرف بین‌الملل که رعایت آنها از منظر حقوق بین‌الملل الزامی است. اما فقه بین‌الملل تلاش می‌کند تا قواعدی را در روابط مسلمانان – با دو قید – یکی در خارج از دولت‌شهر مدینه و دوم کسانی که خارج از دیانت اسلامی قرار دارند، تعریف کند.

سرفصلها و شبکه مسائل فقه روابط بین الملل

یک عرصه مهم بر زمین‌مانده از دیپلماسی فرهنگی، دیپلماسی علمایی یا دیپلماسی دینی است. باید سوگمندانه و دردمندانه گفت که اهل‌سنت و الأزهر، در دیپلماسی علمایی و دینی، خیلی از ما جلوتر هستند. در ادیان دیگر هم همین‌طور است و دیپلماسی مسیحی، یهودی و بودایی خیلی‌خیلی پربسامدتر از دیپلماسی شیعی است؛ درحالی‌که مرجعیت شیعی یک ظرفیت فراملی قابل توجهی دارد که متأسفانه به آن پرداخته نشده و راه‌های عملی‌سازی و عملیاتی‌کردن این ظرفیت جدی و اساسی تحقق نیافته است.
یک پیش‌فرض‌های معرفتی داریم و یک پیش‌فرض‌های اجتماعی. پیش‌فرض‌های معرفتی، مانند نوع نگاه ما به قدرت، حاکمیت، وضعیت دین حکومتی، نوع نگاه به ساختارهای کلان و روندها، نوع نگاه به حضور فقه در این عرصه‎ها، نوع نگاه ما به اینکه اسلام را تا چه حد غنی می‎بینیم تا در همه عرصه‎ها بخواهد نظام‌سازی بکند، و…

قواعد فقه روابط بین الملل

در حال حاضر اختلافات زیادی بین کشورها وجود دارد که برخی از آنها در میان کشورهای اسلامی هم هست؛ حال اقتضای قاعده عدم رکون چیست؟ اگر نباید به دادگاه‌های بین‌المللی مراجعه کنیم، پس در صورت وجود اختلاف چه باید بکنیم؟ مثلاً راجع به دریای خزر و تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز و استفاده از مناطق دریایی، گاهی اختلافاتی پیش می‌آید یا در مسائل نظامی اختلافاتی شکل می‌گیرد و کسی ترور می‌شود که اختلاف پیدا می‌شود؛ حال آیا باید به دادگاه بین‌المللی برود و آنجا رأی را صادر کند؟
اینکه از دیدگاه اسلام جنگ در اولویت است یا صلح؟ در این زمینه دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد غالب فقها اصالت را به صلح و هم‌زیستی در روابط با بیگانگان می‌دهند؛ مگر اینکه ضرورت اقتضای جنگ را داشته باشد.

مزایای رقابتی فقه روابط بین الملل اسلامی برای حضور در عرصه بین الملل

فقه روابط بین‌الملل شیعه، با تأکید بر عدالت، اخلاق، صلح پایدار و دیپلماسی، ظرفیت ایفای نقشی مؤثر در نظام جهانی را دارد. بااین‌حال، تحقق این جایگاه مستلزم بازنگری در ساختارهای سنتی، توسعه آموزه‌های نوین، آموزش مهارت‌های دیپلماسی و تعامل و استفاده از سازوکارهای بین‌المللی است. تنها با اتخاذ سیاست‌های راهبردی و رویکردهای انعطاف‌پذیر، می‌توان فقه شیعه را به ابزاری پیشرو برای مدیریت چالش‌های بین‌المللی مدرن تبدیل کرد.

بایسته های رویکرد بین المللی به فقه

در اینجا هم بسیاری از مطالعات و مباحثی که مطرح می‌شود دچار افراط‌وتفریط است. برخی، یک طرف را جهان جدید و صاحب قدرت معرفی می‌کنند و طرف دیگر را جهان قدیم که معتقد به حق و حقیقت است و در مباحثی که مطرح می‏کنند قدرت و حقیقت را در مقابل یکدیگر قرار می‌دهند؛ درصورتی‌که اگر دقت شود، قدرت و حقیقت در مقابل همدیگر نیستند، بلکه آن چیزی که در مقابل همدیگر هستند حق و باطل است و قدرت در این میان، ابزار است. توجه‌نکردن به ریشه‌ها در مباحث نقصان ایجاد می‌کند.
منظور از رویکرد بین‌المللی یا جهانی به فقه، نوعی بازآفرینی فقه است که در آن، بینش‌ها، گرایش‌ها و اقتضائات یک جامعه جهانی‌شدۀ معاصر با مختصات مذکور و چالش‌های احتمالی این جامعه جدید با فقه و راه‌حل آنها، ملاحظه شود.
در جهان امروز که مردم در حرکت مستمرند و ما در این حرکت در فرایندی پیچیده‌شدن مناطق قدرت‌های اقتصادی، مالی و سیاسی و تنوع پیمان‌های راهبردی و قلمروهای نفوذ مشارکت داریم از یک سو، و نیز ویژگی چندفرهنگی اغلب دولت‌های غربی که تبعاً مانعی برای ترویج و دعوت اسلامی فراهم نمی‌آورند و افراد و نهادها به‌راحتی می‌توانند با بهره‌مندی از تکنولوژی چدید مثل اینترنت در آن‌سوی مرزها دیگران را به اسلام دعوت کنند از سوی دیگر، به نظر می‌رسد تمسک به یک نگرش قدیمی ساده و دوگانه از واقعیت امکان‌پذیر نیست.

آینده پژوهی فقه روابط بین الملل

بررسی دشواری‌های روبه‌روی فقه روابط بین‌الملل با ورود به دوره هوش مصنوعی، از ابعاد و زوایای نویی برخوردار می‌گردد که ساحتی دیگر را در این عرصه می‌گشاید؛ این ساحت را می‌توان در کنار ساحت فیزیکی و مجازی، ساحت بازیگری هوش مصنوعی یا برخورداران از هوش مصنوعی برتر نامید. پدیداری هوش مصنوعی به‌عنوان یک این دستاورد بزرگ، ما را نیازمند سطح تحلیلی متفاوت از سطح تحلیل سنتی ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی می‌نماید و به‌تناسب موضوعات جدیدتری را به فقه شیعه در عرصه بین‌الملل عرضه می‌نماید.
لید: اگر فقها وارد میدان شده و با مشکلات و موضوعات مطرح در عرصه بین‌الملل آشنا شوند و بتوانند پاسخ‌های به‌موقع و کارآمد را به دیپلمات‌ها بدهند، آن‌گاه دست آنها پر می‌شود و می‌توانند این موارد را در محافل بین‌المللی مطرح کرده و تبدیل به هنجار نمایند و نهایتاً این هنجارها، رژیم‌های بین‌المللی و هژمون و سلطه آنها را از بین برده و آنها را مجبور می‌کند که به این وضعیت کُرنش کنند.